تبلیغات
تنهایی من - صدایت می کنم

صدایت می کنم

درخت موهایش را تکان می دهد

مرگ می نشیند روی نیمکت

و پیپ می کشد..

تو باز نمیگردی

مرگ خمیازه می کشد چای می خورد..

برایت نان برنجی می پیچم لای دستمال

دکمه ی آویزان پیراهنت را می دوزم

صدایت می زنم

باز نمی گردی

مرگ لم داده است روی نیمکت و خودش را می خاراند..

حیاط را آب می پاشم

برای غروب که به خانه بیایی

موهایم را شانه می زنم

لباس توری می پوشم با گل های صورتی..

صدایت می زنم

بازنمی گردی

برایت شال گردن می بافم با حاشیه ی خاکستری..

مرگ نگاهم می کند

دلش برای جوا نی ام میسوزد

تو هیچگاه باز نمی گردی

این را از رخت های باد برده

از شاخه های شکسته فهمیدم..

تو نیامدی..

مرگ ایستاد لب هایم را بوسید

رفت وکتش را

روی نیمکت جا گذاشت





طبقه بندی: دل نوشته،
برچسب ها: مرگ، نیمکت، پیپ، جوانی، لب، بوسید،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 03:38 ب.ظ | نویسنده : صبا | نظر یادت نره!
.: Weblog Themes By VatanSkin :.
نمایش نظرات 1 تا 30